تبلیغات

اسلایدر

پشتیبانی

ابزار وبمستر

ೋ اکلیـــــღــل - ♡•_•♡●_•♡
ೋ اکلیـــــღــل

حالتی بین گریه و خنده،
 بین خوابیدن و نخوابیدن
مثل یک مرد خسته ی جنگی
 با تمام وجود جنگیدن

حالتی منقلب بدون وضو،
 بی سلوک و سُجود و سجاده
مایعی لای مردمک هایت 
مثل بغضی که سالها مانده

حاشیه میروی نمیدانی 
که بگویی چقدر دلتنگی
مثل بازیکنی که مصدوم است، 
میدوی گاه و گاه می لنگی

بی هوا عشق میزند به سرت،
 حال خوبی شبیه آزادی...
مثل وقتی که حُکمت اعدام است، 
و بگویند دیگر آزادی!

ارتباطی عجیب میبینی
 بین چشمان او و لبخندت
از سر کوچه تا که رد بشود، 
ناگهان اُفت میکند قندت!

تحت تاثیر یک غزل هستی
 یک غزل مال فاضل نظری...
انقدر گریه پشت گریه شدی، 
که نمیماند از غزل اثری!

میروی روی بالکن تنها،
 تو و آن کِنت های منفورت
مثل یک خوب ِ قهرمان در فیلم، 
که به بدها نمیرسد زورت

متوجه نمیشوی که چقدر، 
در بزنگاهِ "من شدن" هستی...
خواستی تا دوباره توبه کنی، 
بشوی آنچه واقعا هستی
 
خیره بر آلبوم قدیمیتان،
 و تلقی واژه ی تنها....
مثلا فکر کن که با چشمت، 
عکس سلفی بگیری از دنیا!

میکِشی درد با تمام وجود، 
درد این خنده های زورکیَت
میشوی حبس ِبی ملاقاتی،
 تو و آزادی یواشکیَت

و دلت تنگ میشود به صداش،
 و زبانی که بعد از این لال است
نصفه شب زنگ میزنی اما، 
یک فلسطین برایت اشغال است
 
تا که خالی شدی از این احساس،
 زندگی ات عجیب و مبهم شد
تا که تهران شنید راز تورا، 
برج میلاد تا کمر خم شد!

نه تو تقصیر داری و نه خدا، 
بحث شعر و ترانه و سخن است...
تو برو لای یک قصیده بخواب. 
مشکل از عاشقانه های من است...

محمد مهدی متقی نژاد

(مجله هنری ژوان_ telegram.me/zhuanchannel )


نوشته شده در تاریخ شنبه 5 تیر 1395 توسط الهامــ❤ | Comments()
BHW
پنجشنبه 31 فروردین 1396 21:40
An impressive share! I've just forwarded this onto a co-worker who
was doing a little homework on this. And he actually ordered me breakfast due
to the fact that I discovered it for him... lol. So allow me to reword this....
Thanks for the meal!! But yeah, thanks for spending the time to
talk about this topic here on your internet site.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
درباره وبلاگ
•هر چند نمی‌دانم خواب‌ هایت را با که شریک می‌ شوی:(
اما هنوز ،
شریک تمام بی‌خوابی ‌های من،
تویی♡...

●●●●●●●●●●●●●●●●
کسی چه می داند
من امروز چند بار فرو ریختم
چند بار دلتنگ شدم
از دیدن کسی که
فقط پیراهنش شبیه تو بود...

گاهی اوقات...
حسرت تکرار یک لحظه،
دیوانه کننده ترین حس دنیاست.

ژوآن هریس
♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡
Je t'aime -Lara-Fabian

D’accord, il existait d’autres façons de se quitter
Quelques éclats de verres auraient peut être pu nous aider
Dans ce silence amer, j’ai décidé de pardonner
Les erreurs qu’on peut faire à trop s’aimer
D’accord la petite fille en moi souvent te réclamait
Presque comme une mère, tu me bordais, me protégais
Je t’ai volé ce sang qu’on n’aurait pas dû partager
A bout des mots, des rêves je vais crier
Je t’aime, je t’aime
Comme un fou comme un soldat
Comme une star de cinéma
Je t’aime, je t’aime
Comme un loup comme un roi
Comme un homme que je ne suis pas
Tu vois, je t’aime comme ça
D’accord je t’ai confié tous mes sourires, tous mes secrets
Même ceux, dont seul un frère est le gardien inavoué
Dans cette maison de pierre,
Satan nous regardait danser
J’ai tant voulu la guerre de corps qui se faisaient la paix
Je t’aime, je t’aime
Comme un fou comme un soldat
Comme une star de cinéma
Je t’aime, je t’aime
Comme un loup comme un roi
Comme un homme que je ne suis pas
Tu vois, je t’aime comme ça
Je taime, je taime
Comme un fou comme un soldat
Comme une star de cinema
Je taime, je taime, je taime, je taime, je taime, je taime
Comme un loup comme un roi
Comme un homme que je ne suis pas
Tu vois, je t’aime comme ça
» پست الکترونیک
» تماس با مدیر
» RSS
» ATOM
مطالب اخیر
آرشیو مطالب
نویسندگان
» A R
پیوند ها
پیوند های روزانه
آمار سایت
كل بازدیدها : نفر
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

تماس با ما

تقویم شمسی

ابزار وبمستر